بی تو چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند همیشه خیس بارانم

اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند

بعد از ظهر یک روز پاییزی بود . نمیدونم چطوری از خیابون یه دبستان پسرانه سر دراوردم پنجره های دبستان مشرف به خیابون بود و هر عابری که از کنار اونا میگذشت صدای هیاهوی بچه ها و گاه معلم رو که مشغول درس دادن بود را بخوبی میشنید .....


:ادامه مطلب:
نوشته شده در۱۳٩۱/٧/۱٩ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط رفیق دلسوخته نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ