بی تو چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند همیشه خیس بارانم

اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند

شاید تعجب کنید ولی مدتی است که با یکی از برادران اهل تسنن دوست

 شدم.....

اسمش حسین است پسر بسیار پاک ومخلصیه....در مورد خودشون یه چیزایی

 به من گفت که تا حالا نه دیده ونه شنیده بودم.....من هم بهش قول دادم اگه

بتونه جواب چند تا سئوال رو از یکی از علمای خودشون برام بیاره یا

 قرارملاقات بذاره....همونجا در حضور خودشون تشییع رو ببوسموبذارم

کناروبرای همیشه سنی بشم....اونم قبول کرد...استرس 

 


عبدالله حقدوست جان کجایی که ماهی به قلاب افتاد....عبدالله یکی از دوستان

 خوبمه که توی این مواقع نقشش رو خوب بازی میکنه....

 

به همراه عبدالله سر قرار رفتیم حسین با دیدن او حسابی جا خورد

 وگفت:قرارمون این بود که تنها باشی....منم گفتم:اتفاقا عبدالله یکی از دوستان

خوبمه...اگر سئوالهای من جواب داده بشن...اونم حاضره که مثل من سنی

 بشه...حسین کمی دلش آروم گرفت وقبول کرد که با هم بریم....وقتی به مسجد

 رسیدیم.....عده ای در محضر استاد(ابوحنیفه) نشسته بودند....حسین مارو

 به اون معرفی کرد....منهم گفتم اکثر سئوالهای مارو عبدالله مطرح می کنه.....

 

هنوز خودمون هم نمی دونستیم چه بازی خطرناکی رو شروع کردیم...مستقیم

اومده بودیم توی دهن شیر......استرس

 

عبدالله گفت:ای استاد من برادری دارم که از جهت سن از من بزرگتر است

 ولی شیعه مذهب است....هر چند به او می گویم...بعد از پیامبر اکرم(ص)

فاضلتر ازهمه ی اصحاب و بهتر از همه ابوبکر است او می گوید....بهتراز

 همه ی آنها...علی بن ابیطالب(ع) است...تقاضا دارم دلیلی برای افضلیت

ابوبکر بیاورید تا روی این برادرم را کم کنم...

 

ابوحنیفه:به برادرت بگوچگونه علی را بر ابوبکر وعمرمقدم میداری در حالی

که درغزوات وجنگها..پیامبر..ابوبکروعمررانزد خود می نشاند وعلی را به

 میدان جنگ ومبارزه می فرستادواین خود دلیل است که پیامبر(ص)آنان را

 بیشتر از علی دوست می داشته است...

 

اتفاقا این سخن را به برادرم تذکر دادم ولی او گفت:خدادر قرآن می

 فرماید:پروردگارمجاهدین را بر کسانی که در گوشه ای خزیده اند به

 اجرومزدی بزرگ برتری داده است(سوره نسا’آیه ی95)پس به موجب این آیه

علی(ع)افضل است نه آن دو که از ترس در گوشه ای مخفی می شدند.

 

به برادرت بگو چگونه علی را برآن دو ترجیح می دهی در حالیکه

 عمروابوبکردرکنارپیامبرمدفونندوعلی فرسنگهادوراست واین خود افضلیتی

برای آنهاست.

 

اتفاقا من همین مورد را به او گفتم ولی پاسخ داد:مگر قرآن نخوانده ای؟

 خداوند می فرماید:ای کسانیکه ایمان آورده اید بر خانه های پیامبر داخل نشوید

 مگرآنکه به شما اجازه داده شود(سوره احزاب آیه53) ومعلوم است بدن

 شریف پیامبر(ص)در خانه ی شخصی خود مدفون است ومسلما آن حضرت

در زمان حیاتش اجازه نداده بودتا آن دورادرخانه اش دفن کنند ووارثین

 نیزراضی به دفن آنان نزد پیامبرنبودند.پس آن دو در مکان غصبی

 مدفونندواین هرگز فضیلت نیست...

 

به برادرت بگوعایشه وحفصه(دختران ابوبکروعمر)اجازه دادندکه درمقابل

 صداق ومهرآنها....ایشان را درآنجا دفن نمایند....

 

اتفاقا این سخن را مطرح کردم ولی در جواب گفت:مگرخداونددر قرآن کریم

 نفرمود:ای پیامبرمابرتوزنهایی راحلال کردیم که صداق ومهریه آنها راداده ای

(سوره احزاب آیه49) پس معلوم میشود که صداق آنهادر ذمه ی پیامبر(ص)

نبوده است.....

 

ای جوان به برادرت بگو که منزل پیامبر به عایشه وحفصه ارث رسیده است

 وآن دوابوبکروعمررادرمنزلی که به ایشان ارث رسیده است دفن کرده اند در

اینصورت غصبی هم صورت نگرفته است..

 

این سخن را نیز به برادرم گفتم ولی او گفت:شما سنی مذهبان معتقدید که

 پیامبر(ص)پس از رحلت خود برای کسی ارث نگذاشته است وروی همین نظر

 فدک را از فاطمه(س)غصب نمودید وبه پیامبر نسبت دادید که فرموده:نحن

معاشرالانبیا لانورث فما ترکناه صدقه...ماگروه پیامبران ارث نمی گذاریم پس

 آنها چگونه ارث می برند؟ وبه فرض اینکه ارث هم ببرند...پیامبراکرم

(ص)...نه زن داشته(بترکه چشم حسود)وسهم همسر(چه یکنفر وچه بیشتر)

یک هشتم است...حال اگر بخواهیم این مقدار رابین همسران پیامبر تقسیم

کنیم...به حفصه وعایشه هر کدام بیش از یک وجب ارث نمیرسد پس چگونه

 دو قبرتصرف کرده اند؟.....

 

بحث که به اینجا رسید چهره ی استاد که نمی تونست جلوی شاگرداش جوابی

 بده دیدن داشت...چاقو میزدیش خونش درنمیومد...من وعبدالله هم یواش یواش

 آمده ی جیم فنگ شدیم...چون خوب میدونستیم که اگه بخوایم

 بمونیم...خونمون پای خودمونه....از خود راضی

نوشته شده در۱۳٩٠/٧/٢٥ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ توسط رفیق دلسوخته نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ