هر چه کنی به خود کنی

کارگر سوار  اتوبوس شده و با خوشحالی عازم روستا می شود .غافل از اینکه مردی بد

طینت در کمین اوست. بعد از آنکه به روستا میرسد و به خانه ی خود نزد زن وبچه اش

 می رود . آن خائن شبانه به پشت بام رفته و از سوراخی که روی پشت بام گنبدی خانه

 وجود داشت داخل اتاق را نگاه می کند و متوجه میشود که کارگر پول را زیر گلیم

گذاشت.

از آنجاییکه شیطان استاد است به شاگرد خود(دزد) الهام می کند که وقتی آنها خوابیدند بچه

ی شیرخوار آنها را به حیاط برده و بیدار کن و به گریه بینداز از صدای گریه او پدر و

 مادر بیرون می آیند در همان موقع خود را به پول برسان و درنتیجه به هدف برس.

پدر ومادر می خوابند دزد نیزبه نقشه ی خود عمل میکند و بچه را به بیرون از اطاق برده

و به گریه می اندازد و خود را پنهان می کند .

از گریه ی بچه پدر و مادر بیدار می شوند و از این پیش آمد عجیب وحشت زده و ناراحت

 با شتاب به سوی بچه می دوند . در همین وقت دزد خود را بر سر پول رسانده همین که

 دستش به پول می رسد. زلزله ی مهیب و وحشتناک شروع شده همان اطاق به روی آن

خبیث خراب  می شود .( زلزله ی وحشتناک قزوین که شبانه در شهریور ماه 1341 پدید

 آمد و بیش از بیست هزارنفر را کشت ). او در میان خروارها خاک در حالی که پول را

 بدست آورده بود به هلاکت رسید . اهل خانه نجات پیدا می کنند ولی از این ماجرا اطلاع

 ندارند و با خود می گویند دست غیبی ما را نجات داد...( بر منکرش لعنت...)

پس از چند روز خاکبرداری می کنند تا اثاثیه منزل و آن پول را بدست بیاورند. ناگاه

چشمشان به لاشه ی آن دزد خیانت کار که پول ها را بدست گرفته بود می افتد و به مطلب

واقف می گردند . عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد.

کسی که عمل صالحی انجام دهد سودش برای خود اوست و هرکس بدی کند به خویشتن

 بدی کرده است خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمی کند.

سوره ی فصلت آیه 46 .

/ 17 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امراله یوسفی

سلام گفتم بيام و عرض ادبي بكنم و برم والبته بگم چرا رهبرمان را دوست داريم؟(بخش دوم) ومنتظر حضور گرمتان[گل]

ققنوس 19

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم با سلام و احترام این بهار نو ز بعد برگ ریز هست برهان بر وجود رستخیز با مطلبی در بارۀ بهار و قیامت بروزم .در صورت فرصت کلبۀ ما را منور فرمایید.

اسماعیل

سلام اسماعیل جان... داستان زیبا و آموزنده ای بود... [گل] و البته هیجانی و ترسناک [اضطراب]

-:¦:- دریا -:¦:-

سلام به رفیق دلسوخته عزیز... خواست خداوند هر چه باشد عملی خواهد شد... دست شما درد نکنه از این داستان زیبا... مرسی[گل][لبخند]

پیروزپیمان

سلام خسته نباشید...(سیدالشهدای گردان حمزه) شکرانه شهید شاکری با اهدای سرش...به روزترین مطلب درباره شهید بی سر رضا شاکری + تصاویر منتشرنشده از پیکر بی سر شهید را دریافت کنید در وب: ( LASHKAR25.BLOGFA.COM )

اسماعیل

پرواز/ چه لذتي دارد وقتي / زنبور كارگري باشي كه نتواني / عاشق ملكه بشوي؟

اسماعیل

دستانم بوی گل می داد مرا گرفتند به جرم چیدن گل به کویر تبعیدم کردند و یک نفر نگفت شاید گلی کاشته باشد

عسل

سلام خوبین؟ واقعا جالب بود هم اینکه واقعیت داشت وهم اینکه خیلی زیبا داستانی رو انتخاب کرده بودین که پند قرانی داشت ... [گل][گل]

ابراهیم ... آفتاب جماران

سلام بسیار بسیار عالی فیض بردم ضمنا عذر تقصیرم را بات تاخیرم بپذیر داداش با این داستان یاد اون آیه افتادم که شیطان میگه من تا فرزندان آدم رو به هلاکت نرسونم دست نمیکشم!